افغانستان و قصه تلخ کودکان کار

افغانستان و قصه تلخ کودکان کار

افغانستان و قصه تلخ کودکان کار
سازمان بین المللی دیده‌بان حقوق بشر می گوید افغانستان نتوانسته از هزاران کودکی که در شرایط ناگوار کار می کنند محافظت کند.
این سازمان می‌گوید در افغانستان میلیون‌ها کودک به انجام کارهای شاقه مجبور اند که یک بخش آنها کارهای خطرناک را به پیش می‌برند.
این سازمان در گزارش ۳۱ صفحه ای اخیر خود مدعی شدهکهه کمتر از نصف تعداد کودکان کار در افغانستان، به مکتب می‌روند و آنها در شرایطی کار می‌کنند که خطر زخمی شدن و حتی مرگ وجود دارد.
پتی گاسمن؛ مسؤول امور افغانستان این سازمان در این باره گفت که دو عامل عمده این مشکل، فقر اقتصادی و تخطی از قوانین است.
سازمان بین المللی دیده بان حقوق بشر می‌افزاید در افغانستان حتی کودکان پنج ساله به کار مجبور شده اند که مخالف قانون کار افغانستان و قوانین بین المللی است.
به گفته پتی گاسمن حکومت افغانستان کار کودکان را در ۱۹ محل ممنوع اعلام کرده؛ اما به عملی کردن این قانون توجهی نمی شود.
این نخستین بار نیست که یک سازمان بین المللی از وضعیت اسفبار کودکان کار در افغانستان، انتقاد می کند و دولت را به ناتوانی در رسیدگی به وضعیت حاد این طیف آسیب پذیر اجتماعی متهم می نماید و با توجه به وضعیتی که اکنون جریان دارد به باور آگاهان، آخرین بار نیز نخواهد بود؛ زیرا قصه تلخ زندگی کودکان کار در افغانستان، قصه ای تکراری و همیشگی است.
وضعیت برای کودکان کار افغان، تنها در داخل کشور، وخیم و رقت انگیز نیست؛ بلکه به نظر می رسد افغانستان در صدور یک نیروی عظیم از کودکان کار به سایر کشورهای جهان نیز رکورددار است.
به عنوان مثال، بر بنیاد گزارش های رسمی، بخش عظیمی از هزاران کودکی که در جریان مهاجرت های سیل آسای کمتر از دوسال اخیر از کشورهایی مانند سوریه، افغانستان و عراق به اروپا مفقود شده اند، اتباع افغانستان هستند. در این میان، آنها ممکن است طعمه دریاها شده و جان باخته باشند و یا اسیر قاچاقچیان مواد مخدر و جرایم سازمان یافته شده باشند و هر وضعیت دیگری…
این در حالی است چندین برابر این آمار، کودکان پناهنجو، بی سرپرست و بی سرنوشت افغان در کشورهای اروپایی وجود دارد که نیازمند رسیدگی به وضعیت کنونی و ترسیم آینده شان هستند.
در کنار این، صدها هزار کودک مهاجر و پناهجوی افغان در کشورهایی مانند ایران و پاکستان، تحت شرایط دشوار و توانفرسا به کار مشغول اند و این وضعیتی است که چندین دهه است ادامه دارد؛ به گونه ای که تصور می شود بدنه اصلی و بخش مهم نیروی کار کارخانه های تولیدی و صنعتی متعلق به افغان های پناهجو در کشورهای همسایه را کودکان زیر سن قانونی تشکیل می دهند؛ کودکانی که حق طبیعی آنها برخورداری از شادی های کودکانه، تحصیل و دسترسی به فضای رشد طبیعی انسان های عادی است نه کار در شرایطی سخت و طاقت فرسا و در محیط های آلوده و نامناسب از نظر بهداشت و تغذیه و فرهنگ و آموزش سالم و…
در باره رسیدگی به وضعیت کودکان کار افغانستان در دیگر کشورها ممکن است این توجیه، تا حدودی قابل قبول به نظر برسد که دولت افغانستان از امکانات لازم برای بهبود بخشیدن به وضعیت آنها برخوردار نیست و عملا نمی تواند در این زمینه کاری صورت دهد؛ اما این توجیه در مورد هزاران کودک کار در داخل کشور هرگز قابل قبول نخواهد بود.
در ترکیب کابینه دولت، وزارتی به نام وزارت کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولین وجود دارد که به نظر می رسد سامان دهی کودکان کار نیز یکی از وظایف عمده و مهم این وزارت است.
در کنار این نهاد، سازمان های دولتی دیگری مانند وزارت معارف و امور زنان هستند که بی تردید در قبال سرنوشت کودکان افغانستان، مسؤول اند و این نهادها اگر به صورت انفرادی از انجام کاری در این زمینه ناتوان اند، به کمک همدیگر و به صورت مشترک، می توانند برنامه های جامعی را برای ساماندهی و بهبود وضعیت کودکان صورت دهند.
افزون بر این، ادعاهای دیگری هم وجود دارد مبنی بر اینکه کودکان کار در افغانستان، در معرض آسیب هایی مانند خطر جذب به وسیله گروه های مسلح، باندهای تبهکار، قاچاقچیان انسان، تاجران مواد مخدر و جرایم سازمان یافته قرار دارند که اگر این ادعاها درست باشد، این امر به مثابه یک بحران، نیازمند رسیدگی فوری و همه جانبه توسط بالاترین سطوح تصمیم گیری در دولت است.
کودکان سرمایه امروز و امید آینده هر کشوری هستند و در صورتی که از هم اکنون برای بهبود وضعیت آنها و نجات شان از دامگاه های مهلکی که در مسیر شان قرار دارد، اقدامی نشود، بی تردید، فردا خیلی دیر است و مسؤول مستقیم آسیب ها و مصایب ناشی از این غفلت، مسؤولان درجه یک نظام در هر سطح و سمتی خواهند بود.
https://www.avapress.com/fa/note/128482/افغانستان-قصه-تلخ-کودکان-کار

 

Leave A Reply

Your email address will not be published.